اولین یادداشت
سلام به فرزند دلبندم 
میدونم که یه روز میای و این مطالب رو می خونی. پس می نویسم برای فرزند دلبندم.
چه روزها که برای داشتن فرشته ای چون تو آه کشیدم و گریه کردم. همیشه از خدا خواستم اگر لایق مادر شدن هستم و اگر به صلاح زندگی ماست به ما فرزندی سالم و صالح و عاقبت به خیر عطا کند.
چه روزها که برای داشتن فرشته ای چون تو آه کشیدم و گریه کردم. همیشه از خدا خواستم اگر لایق مادر شدن هستم و اگر به صلاح زندگی ماست به ما فرزندی سالم و صالح و عاقبت به خیر عطا کند.
و خدا حرفهایم را شنید در شهریور سال 1392 بود وقتی فهمیدم باردارم به حدی خوشحال شدم که در پوست خودم نمی گنجیدم. من از مدت ها قبل از طرف اداره برای رفتن به زیارت حضرت امام رضا (ع) تدارک دیده بودم و من و بابا باید در 27 مهر به مشهد مقدس می رفتیم و من در آن موقع نمی دونستم که ممکنه این سفر برای جنینم خطرناک باشه پس وسایل سفر رو آماده کردیم و با قطار به پابوسی آقا امام رضا (ع) رفتیم. آنجا بود که کم کم دل دردهای من شروع شد و من هر بار که به صحن مقدس امام رضا (ع) می رفتم به منظور احترام به ساحت مقدس ایشان در حال ایستاده زیارت نامه و دعاهای مربوطه را می خواندم. تا اینکه دل دردهای من شدت گرفت به طوریکه می دانستم توقف من در بعضی رواق ها جایز نیست. بنابراین از صحن های دورتر برای همه دوستان و اقوام و سلامتی جنینم دعا می کردم. بالاخره این فرصت طلایی هم به پایان رسید و باید برای برگشت آماده می شدیم. شاید حکمت خدا بود که من برای برگشت به تهران کوپه اختصاصی رزرو کنم. تمام 14 ساعت مسیر را دراز کشیدم و ناله کردم و از شدت درد گریه کردم. حتی از دست پدرت هم کاری ساخته نبود. ما صبح به منزل رسیدیم. دردهای من ادامه داشت تا اینکه شب فرزندم رو برای همیشه از دست دادم. شب ها با گریه می خوابیدم و گاهی حتی خوابش را هم می دیدم و این طور خودم را دلداری می دادم که خدا فعلا صلاح ندانسته و یا مرا آماده مادر شدن ندیده. باید چند ماهی صبر می کردم تا ببینم تقدیر رقم خورده ما چیست.
روز ها و ماه ها گذشت تا اینکه در خرداد ماه سال 1393 مجددا با آزمایش بتا فهمیدم باردارم و خدای مهربان بار دیگر دعایم را اجابت کرد و من که یک بار تجربه تلخ از دست دادن جنینم را داشتم این بار فرزند دلبندم را به خدای مهربان سپردم و به او توکل کردم.
از سر لطف و مهربانی خدای خوبم تو اکنون 33 هفته است که در دل مامان جای داری و من امیدوارم که به زودی زود تو را در کمال صحت و سلامت در آغوش بگیرم.
برای تمام چشم انتظاران دعا می کنم که به حق خانم فاطمه زهرا (س)، خداوند مهربان به آنان نیز فرزندی صالح و سالم عنایت کند. آمین

اولین یادداشت 
